
اختلال در عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز، نه تنها بر قراردادهای بلندمدت LNG تأثیر گذاشته، بلکه امنیت انرژی خریداران و نقش تأمینکنندگان جایگزین را نیز دستخوش تغییر کرده است.
قطر، که سالها به عنوان یکی از ستونهای اصلی بازار جهانی LNG شناخته میشد و مشتریان اروپایی و آسیایی روی محمولههای آن حساب میکردند، اکنون با بحرانی مواجه شده که نشان میدهد حتی بزرگترین صادرکنندگان گاز مایع نیز در صورت فشار همزمان بر مسیر حملونقل و زیرساختهای تولید، نمیتوانند به تعهدات خود عمل کنند.
تمدید فورسماژور برای بخشی از قراردادهای قطر انرژی با مشتریانی مانند شرکت ایتالیایی ادیسون، حاکی از عمیقتر شدن این اختلال است. رقابت اروپا و آسیا برای یافتن محمولههای جایگزین، افزایش نقش LNG آمریکا و نگرانیها در مورد امنیت عرضه، بازار گاز را وارد مرحلهای کرده که در آن علاوه بر حجم تولید، قابلیت رساندن گاز به مقصد نیز به یک عامل ژئوپلیتیکی مهم تبدیل شده است.

ناتوانی قطر در بازگشت به تعهدات LNG
بحران LNG برای قطر دیگر یک اختلال کوتاهمدت نیست. قطر انرژی بار دیگر اعلام کرده که به دلیل ادامه ناامنی در تنگه هرمز، امکان تحویل بخشی از محمولههای LNG به مشتریان اروپایی و آسیایی را ندارد. شرکت ادیسون ایتالیا گزارش داده که شش محموله دیگر از برنامه تحویل آن حذف شده و دوره فورسماژور قرارداد تا اوایل دسامبر ۲۰۲۶ تمدید شده است. در مجموع، از ابتدای آوریل تاکنون، ۳۵ محموله این قرارداد تحت تأثیر قرار گرفتهاند که معادل حدود ۴.۶ میلیارد مترمکعب گاز است.
اهمیت این موضوع در آن است که قطر تنها یک فروشنده معمولی LNG نیست؛ این کشور یکی از ارکان اصلی بازار جهانی گاز مایع و تأمینکننده مهمی برای اروپا و آسیا محسوب میشود. بنابراین، هر محمولهای که از برنامه صادرات قطر حذف میشود، به راحتی در بازار جایگزین ندارد. این وضعیت در حالی رخ میدهد که گزارشها از رقابت شدیدتر اروپا و آسیا برای محمولههای LNG خبر میدهند و قیمتهای گاز نیز به دلیل نگرانیهای عرضه بالا ماندهاند.

مشکل قطر تنها هرمز نیست؛ LNG راه زمینی ندارد
نقطه ضعف اصلی قطر در بحران کنونی، وابستگی کامل صادرات LNG به یک مسیر دریایی است؛ وابستگیای که برخلاف صادرات نفت، به سادگی با یک خط لوله جایگزین نمیشود.
سعد بن شریده الکعبی، وزیر مشاور در امور انرژی قطر و مدیرعامل قطرانرژی، به صراحت اعلام کرده که LNG را نمیتوان به صورت مایع از طریق خط لوله منتقل کرد. گاز باید ابتدا به شکل گازی از طریق خط لوله جابجا شده و سپس در پایانه مقصد دوباره مایعسازی شود؛ ساخت چنین زیرساختی نیز از نظر تجاری و فنی توجیه اقتصادی ندارد. این محدودیت، ارزش ژئوپلیتیکی تنگه هرمز را برای قطر چندین برابر کرده است.
حتی گزارشهای اخیر از افزایش تردد برخی کشتیهای مرتبط با قطر در هرمز حکایت دارند، اما این به معنای بازگشت کامل صادرات نیست. مسئله اصلی برای شرکتهای کشتیرانی و خریداران، قابلیت اطمینان مسیر است؛ باز بودن مقطعی یک آبراه با امکان برنامهریزی منظم برای تحویل محمولههای چندماهه تفاوت دارد. قطر، حتی در صورت آماده بودن تأسیسات تولید، تا زمانی که مسیر حملونقل امن و پایدار نباشد، نمیتواند به سادگی به مدل عادی صادرات بازگردد.
رقابت شدید اروپا و آسیا
بازار LNG اکنون وارد مرحلهای شده که هر محموله آشیانه جایگزین اهمیت زیادی پیدا کرده است. اروپا باید پیش از زمستان ذخایر خود را تکمیل کند و همزمان خریداران آسیایی، به ویژه کشورهایی مانند پاکستان، بنگلادش و هند، برای تأمین گاز نیروگاهها و صنایع خود به LNG نیاز دارند. در اینجا، تأثیر بحران قطر از بازار خلیج فارس فراتر میرود.
اگر یک مشتری اروپایی برای جبران محموله قطری به سراغ عرضهکننده آمریکایی برود، همان محموله دیگر در دسترس خریدار آسیایی نخواهد بود. در نتیجه، اختلال در یک صادرکننده بزرگ میتواند قیمت و امنیت عرضه را در بازاری بسیار دورتر تحت تأثیر قرار دهد. ادیسون تاکنون ۲۳ محموله از محمولههای ازدسترفته خود را جایگزین کرده و بخش مهمی از این جایگزینی از عرضهکنندگان آمریکایی انجام شده است. این جابهجایی یک پیام مهم برای بازار دارد: آمریکا در حال تبدیل شدن به یکی از تأمینکنندگان اصلی جای خالی قطر است.
اما این جایگزینی بدون هزینه نیست. رقابت بیشتر میان اروپا و آسیا، ظرفیت حمل محدود و نزدیک شدن فصل سرد، بازار LNG را به بازاری حساستر و گرانتر تبدیل میکند. به همین دلیل، بحران قطر میتواند همزمان بازار گاز، هزینه برق و تورم انرژی کشورهای واردکننده را تحت فشار قرار دهد.
قراردادهای بلندمدت LNG و سپر نامطمئن!
شاید مهمترین پیامد بحران فعلی برای بازار LNG، نه کمبود یک محموله، بلکه تغییر نگاه به مفهوم امنیت قرارداد باشد. ادیسون با قطرانرژی یک قرارداد ۲۵ ساله دارد که از سال ۲۰۰۹ برقرار است و سالانه ۶.۴ میلیارد مترمکعب گاز برای ایتالیا تأمین میکند؛ یعنی حدود ۱۰ درصد مصرف گاز این کشور. با وجود چنین قرارداد بلندمدتی، جنگ و اختلال در مسیر حمل باعث شده تحویل بخشی از گاز متوقف شود و خریدار مجبور شود محمولههای جایگزین پیدا کند.
البته این به معنای بیاعتبار شدن قراردادهای بلندمدت نیست؛ ادیسون اعلام کرده توانسته تعهدات خود به مشتریانش را با تأمین منابع جایگزین حفظ کند. اما تجربه فعلی نشان میدهد قرارداد بلندمدت به تنهایی امنیت انرژی ایجاد نمیکند؛ مسیر انتقال، ناوگان LNG، پایانههای دریافت و تنوع عرضهکنندگان نیز بخشی از امنیت قرارداد هستند.
از سوی دیگر، قطر نیز با مسئلهای فراتر از حملونقل مواجه است. به گفته الکعبی، حملات به راسلفان به دو واحد LNG و یک واحد GTL آسیب زده و تعمیر دو واحد LNG ممکن است حدود سه سال طول بکشد. قطر گفته در صورت بازگشایی امن هرمز، واحدهای سالم میتوانند ظرف چند هفته به عملیات عادی بازگردند. بنابراین بازار LNG با یک شوک دوگانه روبروست: بخشی از ظرفیت تولید آسیب دیده و بخشی از ظرفیت سالم نیز به دلیل ناامنی مسیر نمیتواند با اطمینان به بازار برسد. این همان چیزی است که بحران فعلی را از یک اختلال معمول عرضه جدا میکند؛ بازار جهانی گاز حالا نه فقط با کمبود LNG، بلکه با کمبود LNG قابل اتکا و قابل تحویل مواجه است.